X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
" کلیه علاقه مندان به همکاری در این وبلاگ میتوانند با گذاشتن پیغام در قسمت نظرات امادگی خود را به مدیر وب اعلام نمایند .....با تشکر"
...انجمن روانشناسی...

حضور

(دو بند از شعر منتشر نشده حضور،درج در سایر سایتها لطفا با ذکر آدرس)

 

چه حضور غریب و مبهوتی

آسمان هم به ما نمی خندد

نه کسی فکر رفتن سفر است

نه کسی کوله بار می بندد

...

در گریز از تمام خاطره ها

باز هم در مسیر بن بست است

یکصد و پنجمین خیابان هم

گویی از انتظار ما خسته است!

...

... شعر از امیر افزادی

شعر اول رو حمید مصدق گفته  :

 

تو به من خندیدی و نمی دانستی

من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم

باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست تو دید

غضب آلود به من کرد نگاه

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک

و تو رفتی و هنوز،

سالهاست که در گوش من آرام آرام

خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم

و من اندیشه کنان غرق در این پندارم

که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت

 

 

بعدها فروغ فرخزاد اومده و جواب حمید مصدق رو اینجوری داده:

ادامه مطلب ...

مالیخولیا با مبداء و خامت کامل مغز

این نوع بدترین حالت مرض است و بیشتر در نزد کسانی که رقیق الفکر هستند و شب و روز در حل مشکلات و مسائل غامض مشغولند دیده می شود، حالت بیداری شدید در شب و فکر زیاد از علائم بیماری است، راه رفتن در آفتاب، به مدت زیاد و خوردن چیزهای گرم و چرب و محرکات مغزی مثل پیاز، سیر، تره باعث تشدید مرض خواهد شد، بیمار لاغرشده، نبض ضعیف و دچار اختلال گشته سر و صورت بیمار از سایر جاها لاغر و پژمرده تر می شود، حالت وسواس شدید و خیره روی زمین نگاه کردن از حالات مخصوص این مرص است.

درمان:

خون گیری در مبتلایان به فشار خون و چاقهای دوران یائسگی راه اصلی کم کردن حالات مریضی است شستن سر با آب بنفشه و نیلوفر و دادن غذاهائی که از گوشت بره و مرغ و بزغاله تهیه شده باشد و خوردن فالوده از شکر و نشاسته و روغن بادام توصیه می شود.

شستشوی سر با آب جوشیده و یا جو نیم کوب شده یا گل بنفشه یا برگ کاهو و گل نیلوفر کوبیده یا گل بنفشه تخم کدو مفید است و یا گل نیلوفر را کوبیده بر سر قرار دهند یا از آب جوشانده آن سر را بشویند. گلاب یا گلهای خنک را بو کنند از امور جنسی و کارهای سنگین و صدمه خوردن بپرهیزند سلامتی سایر اعضاء بدن را بایستی کاملا رعایت کرد چه اگر یکی از اعضاء بیمار باشد باعث تشدید مرض خواهد شد.

روانشناسی

روانشناسی، علم کاربردی مطالعه رفتار و فرایندهای ذهنی بر اساس یافته‌های علمی و تحقیق شده می‌باشد. رفتار به فعالیت‌ها و اعمالی اشاره دارد که قابل مشاهده و قابل اندازه گیری می‌باشند، مانند صحبت کردن و راه رفتن، اما فراندهای ذهنی به اعمال و فرایند‌هایی اشاره دارد که به صورت مستقیم قابل دیدن و درک کردن نیست و نمود آنها را می‌توان در رفتار و دیگر فرایند‌ها مشاهده کرد، مانند تفکر و یا هیجان و ترس. امروزه، روانشناسی از سنین خردسالی و نوجوانی گذشته و پا به مرحله جوانی و بزرگسالی گذاشته است و به درجه‎ای از ثبات و استحکام رسیده است (شاملو، 1370). روانشناسی با در نظر گرفتن نیازهای طبیعی انسان و درک روح زمان ، به عنوان پرچمدار مطالعه پیچیدگی‎های بشر امروز است. در یک تعریف ساختار شکن از روان شناسی، «روان شناسی عبارت از کشف دروغهایی است که به خود می گوییم و همچنین تعیین حد و مرز راست هاست» در این تعریف انسان موجودی است که نخست باید خود را فتح کند. در نتیجه صداقت تمام عیار با خود پایه روان شناسی است. این تعریف روان شناسی را با خود شناسی پیوند می زند(محمدپور، 1388، ص: 30).

روانشناسی امروز به حدود ۵۴ رشته و شاخه متفاوت از قبیل روانشناسی بالینی، روانشناسی کودکان و کودکان استثنائی، روانشناسی صنعتی و سازمانی، روانسنجی، روانکاوی، روانشناسی مهندسی، روانشناسی فیزیولوژیک, روان شناسی ورزش, روان شناسی مدیریت و ... تقسیم شده‌است. روانشناسی به مطالعه مفاهیمی مانند هوش، رفتار، هیجان‌ها (احساسات)، روابط درونی و روابط اجتماعی و شخصیتی فرد می‌پردازد.


عکس از بخش فارسی سایت بی بی سی


من با تو هرگز


 سلام ای بی وفا ،‌ ای بی ترحم

 سلام ای خنجر حرفای مردم
 سلام ای آشنا با رنگ خونم
سلام ای دشمن زیبای جونم
بازم نامه می دم با سطر قرمز
 آخه این بار شده من با تو هرگز
 نمی خوام حالتو حتی بدونم
 تعجب می کنی آره همونم
 همونی که زمونی قلبشو باخت
 همون که از تو یک بت ،‌ یک خدا ساخت
 همونی که برات هر لحظه می مرد

ادامه مطلب ...
خیلی سخته

خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری

 صبح بلند شی و ببینی که دیگه دوسش نداری
خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی
بی وفا شه اون کسی که جونتو واسش گذاشتی
خیلی سخته تو زمستون غم بشینه روی برفا
 می سوزونه گاهی قلب و زهر تلخ بعضی حرفا
خیلی سخته اون کسی که اومد و کردت دیوونه
 هوساش وقتی تموم شد بگه پیشت نمی مونه
خیلی سخته اگر عمر جادوی شعرت تموم شه
نکنه چیزی که ریختی پای عشق اون حروم شه
خیلی سخته اون که می گفت واسه چشات می میره
 بره و دیگه سراغی از تو ونگات نگیره
خیلی سخته تا یه روزی حرفهای اون باورت شه
 نکنه یه روز ندامت راه تلخ آخرت شه
ادامه مطلب ...

روانکاوی

روان کاوی همان گونه که از نام آن بر می آید، به معنی تحلیل روان (یا ذهن) یک شخص است. این اصطلاح نخست در سال ۱۸۹۶ رایج شد. در طول روان کاوی، درمانگر (یا روان کاو) سعی می کند درمانجو را نسبت به تعارض های ناهشیارش که به تجربه های کودکیِ وی مربوط می شوند، آگاه کند. در روان کاوی، روان کاو داده‌های خود را از مصاحبه های بالینی کسب می‌کند.

روان کاوی سنتی بر پایه ی این عقیده ی اصلی فروید استوار است که تعارض های ناهشیار میان بخش های مختلفِ روان - نهاد، خود و فرا خود - علت اصلی رفتار نا بهنجار هستند.

فروید بر این باور بود که آگاهی یافتن از یک تعارضِ دردناک موجب کاهش اضطراب می شود. وی مشاهده کرد که هر گاه بیمارانش تجربه ی تلخ و تکان دهنده ای را همراه با هیجان های اضطراب آور آن به یاد می آورند، ظاهراً از تأثیر آن تعارض بر رفتار فرد کاسته می شود.

البته دست یابی به تعارض های نا هشیار کار ساده ای نیست. خود، به کمک مکانیسم های دفاعی مانع از هشیاری نسبت به افکار ناهشیار می شود. کسب بینش نسبت به ناهشیاری مستلزم فریب دادن خود و تضعیف حالت دفاعی آن است. تداعی آزاد، تفسیر، تحلیل رؤیا، مقاومت و انتقال پنچ فن اصلی برای آگاهی یافتن به تعارض های نا هشیار هستند.

1. تداعی آزاد. در روان کاوی به بیمار گفته می شود که هر آن چه را که به ذهنش خطور می کند، بیان نماید.

2. تفسیر. در روان کاوی، روان کاو صرفاً تفسیری از آن چه بیمار اظهار داشته یا انجام داده است، ارائه می کند. برای مثال، اگر بیمار با عصبانیت و از روی خشم از پدرش صحبت می کند، روان کاو ممکن است نشانه های کنونی بیماری را نشانی از احساس های سرکوب شده ی شخص نسبت به پدرش بداند.

3. تحلیل رؤیا. فروید رؤیا را شاهراهی که به ناهشیاری ختم می شود می دانست، چرا که در میان خواب، خود قادر به دفاع کردا از خویش در برابر تعارض ها ی ناهشیار که به صورت های گوناگونی در خواب تجلی می یابند، نیست.

4. مقاومت. روان کاو با مشاهده ی گفته های بیمار به کاوش پیرامون نمونه های مقاومت، یعنی تمایل به باز داری از ابراز آزادانه ی مطلب ناهشیار آن ها می پردازد؛ مثلاً اگر بیمار در مورد گفتگو در باره ی یک موضوع مقاومت می کند، در این صورت روان کاو سعی می کند با دنبال کردن موضوع دلیل مقاومت را دریابد.

5. انتقال. در میان روان کاوی، بیمار ممکن است احساس هایی را که در سال های گذشته ی زندگی خود به خصوص در مورد پدر، مادر یا سایر افراد با اهمیت تجربه کرده است، در روابط خود با درمانگر، انعکاس دهد. این پدیده انتقال نام گرفته است. روان کاو این واکنش های هیجانی را واقعی نمی پندارد و آن ها را از زاویه ی تعارض های حل نشده ی دوران کودکی یا روابط قبلی بیمار می نگرد و مورد تفسیر قرار می دهد.


منبع : سایت روانیار

 

چقدر باهوش هستید؟

جمله انگلیسی زیر را در نظر بگیرید:

FINISHED FILES ARE THE RESULT OF YEARS OF SCIENTIFIC STUDY COMBINED WITH THE EXPERIENCE OF YEARS

حال تعداد  F ها را در جمله فوق بشمارید. توجه کنید که فقط یکبار آنها را بشمارید و عقب بر نگردید و دوباره آنها را شمارش کنید.


چند تا
F داشت؟

برای دیدن پاسخ به پایین این صفحه مراجعه کنید.

.

. 

.

.

.

.

 پاسخ

٦ بار حرف
F در جمله تکرار شده است.


• اگر پاسخ شما ٣ بوده است، از نظر هوشی در سطح میانگینی قرار دارید.
• اگر پاسخ شما ٤ بوده است، از نظر هوشی بالاتر از سطح میانگین قرار دارید.
• اگر پاسخ شما ٥ بوده است، می توانید سرتان را در پیش بقیه بالا بگیرید.
• اگر به عدد ٦ رسیده بودید، نابغه هستید. شک نکنید.

 

منبع : روانیار

 

افکار ما

حیوانات به سادگى به ما نشان می‌دهند که چطور می‌توان «محدودیت‌هاى ذهنی» تحمیل شده را پذیرفت. «کک»، «فیل» و «دلفین» مثال‌هاى خوبى هستند. «کک»ها حیوانات کوچک جالبى هستند، آنها گاز می‌گیرند و خیلى خوب می‌پرند. آن‌ها به نسبت قدشان قهرمان پرش ارتفاع هستند. اگر یک کک را در ظرفى قرار دهیم از آن بیرون می‌پرد. پس از مدتى روى ظرف را سرپوش می‌گذاریم تا ببینیم چه اتفاقى رخ می‌دهد. کک می‌پرد و سرش به در ظرف می‌خورد و با کمى سر درد پایین می‌آید. دوباره می‌پرد و همان اتفاق می‌افتد. این کار مدتى تکرار می‌شود و سرانجام در ظرف

 

ادامه مطلب ...

تنهایی  

مردم میل شدیدی به معاشرت با دیگران دارند. به همین دلیل هم وقتی با دیگران روابط نزدیک و صمیمانه ندارند، احساس تنهایی می کنند. آدم هاب تنها احساس می کنند هیچکس آنها را خوب درک نمی کند. این آدم ها گاهی احساس  انزوا می کنند و حس می کنند در وقت نیاز و فشار ، کسی را ندارند.  

ما همه گاهی احساس تنهایی می کنیم اما احساس تنهایی بعضی از آدم ها،یک احساس تنهایی مزمن است. احساس تنهایی مزمن علاوه بر این که وضعیت نا خوشایندی است،با اختلال جسم و روان رابطه دارد. احساس مرمن حتی می تواند مرگ زود هنگام به دنبال داشته باشد.در مطالعه جدیدی، میزان هورمون های مربوط به فشار روانی دانشجویان تنها بیشتر بود، خواب آنها نیز وضعیت بدتری داشت.  

محققان در تحقیقاتی که در بیش از ۲۰ کشور انجام دادند،متوجه شدند متاهل ها کمتر از همتاهای  غیرمتاهل خود(اعم از همتا های هرگز ازدواج نکرده،طلاق گرفته و بیوه خود) احساس تنهایی می کردند.  

مردان و زنان، علل متفاوتی برای احساس تنهایی خود پیدا می کنند. مردان، خودشان را سرزنش می کنندو زن ها عوامل بیرونی را. مردها طوری تربیت می شونند که شروع کننده روابط باشند در حالی که زن ها طوری تربیت می شوند که منتظر بمانند و بعد پاسخ بدهند.شاید مردها به این دلیل خودشان را سرزنش می کنند احساس می کنند برای تنهایی خود کاری کنند در حالی که زن ها می گویند مثلا چرا کسی به من تلفن نمی زند.  

شما چطور می فهمبد ، تنها هستید یا نیستید؟ در مقیاس های تنهایی از شما می خواهند صادق بودن جملاتی مثل( من احساس نمی کنم با اطرافیانم همدم باشم) و (وقتی دنبال رفیق باشم می توانم برای خودم رفیق پیدا کنم) را در مورد خودتان مشخص کنید. اگر پیوسته بگویید با آدمهای اطرافتان همدم نیستسدو هیچ وقت رفیق دلخواه خودتان را پیدا نمی کنید، احتمالا در زمره آدم های شدیدا تنها قرار دارید. 

تعطیلی ذهنی و کنترل استرس 

در شرایطی که احساس استرس می کنید و ذهنتان درگیر افکار پراکنده منفی است به یک  تعطیلی ذهنی احتیاج دارید تا بتوانید ذهن خود را سرو سامان دهد و به آرامش برسید. به همین دلیل بهتر است برای لحظاتی چشمهای خود را ببندید و خود را در مکانی که دوست دارید مجسم کنید؛ فضایی که برای شما بسیار جالب؛ رویای و لذت بخش است.همچنان که به تجسم ادامه می دهید نفس های عمیق بکشید(تنفس شکمی بهتر است). آنگاه سعی کنید فضای موردنظر را به دقت و با جزئیات فراوان مجسم کنید. مناظر زیبای درختان،رودخانه،آسمان،رنگ ها،صدا ها و بوهایی را که تجسم کردید به دقت احساس کنید.تصور کنید با پوستتان چیزی را لمس کند و به این احساس توجه کند.سپس به آرامی و زیر لب عبارتی مانند(من آرام هستم)،(ذهنم آرام است)،(آرامش مرا در بر گرفته است)و مانند اآن را بیان کنیدو مطمئن باشید که آرامش را در حد زیادی تجربه و استرس را از خود دور خواهید کرد.سپس چند شماره بشمارید،به تدریج از فضای تجسم شده خارج شوید و چشم هایتان را باز کنید. در شرایط استرس آمیز می توهنید این تمرین را روزی چند بار به مدت ۱۰ تا ۱۵ دقیقه انجام دهید. 

اگر تنها سه روز برای دیدن فرصت داشته باشید چه کار می کنید ؟

هلن کلر(نویسنده آمریکایی) که از سن کودکی نابینا و ناشنوا شد در پاسخ به این سوال گفته است : اغلب فکر می کنم که نابینایی و ناشنوایی تنها برای چند روز می تواند موهبتی برای به حساب بیاید . تاریکی مطلق آدمی را مجبور می کند که به حس بینایی خود ارج نهد و سکوت محض به او یادآور می شود که از وجود صداهای گوناگون لذت ببرد .

من همیشه دوستانی را که بینا هستند آزمایش کرده ام تا پی ببرم چه چیزهایی را می بینند . اخیرا" از یکی از دوستانم که تازه از پیاده روی یک ساعته در پارک بازگشته بود پرسیدم : » چه خبر ؟ چه دیدی ؟ « و او جواب داد : »             

ادامه مطلب ...